X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1388
توسط: خاکستر

بیهودگی....................................

باز با یه دل پر اومدم اینجا

درک می کنم باشه

دیر دیر میای سر می زنی

گفتم نکنه دیگه نیای

اینقدر گمشدم که نمی دونم شب رو چطور روز

روز رو چطور شب کنم

همه چی داره خسته کننده میشه

خاکستری میشه



حدیث عشق

عشق مهیب دو نگاه نمی دونم
یا اینکه حدیث یه گناه نمی دونـــم
نمی دونــــــم نمی دونــــــم

عشق تمنای دو قلبه نمی دونــــم
یا اینکه رفیق نیمه راه نمی دونــــــــم

ای عشق عزیز هر چه هستی
من بنده درگاه تو هستم
تا یک قدمی به مرگ مانده
ای عشق هوا خواه تو هستم

عشق سوال بی جوابه
تاثیر پیاله ی شرابه
در سینه نشوندنش ثوابه
یا اینکه حبابه روی آبه
نمی دونم نمی دونم

عشق سوال بی جوابه
تاثیر پیاله ی شرابه
در سینه نشوندنش ثوابه
یا اینکه حبابه روی آبه
نمی دونم نمی دونم

عشق مهیب دو نگاه نمی دونــم
یا اینکه حدیث یه گناه نمی دونـــــــــم


شعرش رو فرشته خونده زمان جوونیایه بابام

ولی قشنگه

منتظرم

نظرات (2)
نیکات
دوشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1388 ساعت 09:58 ب.ظ
عجب شعر توپی بود!
آره دقیقا همینه عشق یه تناقضه!
و به اندازه ی آدما طمع داره و تعریف...
پاسخ:
دوست عزیز بلاگ شما فیلتر شده
با این ایمل مکاتبه کن شایددرست شد
مرسی که سر زدی و کامنت گذاشتی
filter@dci.ir
امتیاز: 0 0
مینا
جمعه 28 فروردین‌ماه سال 1388 ساعت 06:08 ب.ظ
این روزا عادت همه رفتن و دل شکستنه
درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه
این روزا مشق بچه ها یه صفحه اشفتگیه
گردای روی اینه ها فقط غم زندگیه
این روزا درد عاشقا فقط غم ندیدنه
مشکل بی ستاره ها یه کم ستاره چیدنه
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد