X
تبلیغات
رایتل
شنبه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1388
توسط: خاکستر

...............................................

سلام

نفسی میاد

ممنونم که مثل برادر می دونی

اینروزا خیلی داغونم

به مرگ راضی شدم

می دونم چی می گی و کاملا می فهمم در مورد این پسر هر چی هم که خوب باشه عشق اول و احسای که تو دل آدم هست یه چیزه دیگست

ببین ناراحت نشو ولی اگه ذره ای از عشقه قبلیت تو دلت هست به این پسر جواب نده یا منتظرش نذار چون این مثل خیانته به میلاد

و بعد اینکه فکر میکنی شاید برگرده

کسی که تنهات گذاشته حالا نمی دونم به هر قیمتی یا دلیلی

به نظر خودت لیاقت برگشتن رو داره؟

البته این جوابه سئوال خیلی سخته دادنش

ولی خوب پیش خودت ببین بالا پایین کن بسنج که آیا انتظار بکشم یا نه

هم با احساست هم عقلت که فردا خدایی نکرده شرمنده ی هیچ کدومشون نشی

من نگین رو با قلبم دوست دارم با عقلم می خوامش

به همین خاطرم هست که به پای همه ی مشکلاتش واستادمو می مونم

تا روزی که اگه هم نشد ناراحت نباشم که سعی خودم رو نکردم

دارم زور می زنم

زجر می کشم

ولی صبر میکنم

خدا با منه

در مورد این قضیه که بین گذشته و حال موندی که شاید بیاد یا باید برم؟

نمی دونم چی بگم فقط می تونم بگم خوب فکر کن

بسپر دست اوس کریم

راستی ایمانت در چه حده؟

اگه خدارو دوست داری و به اینکه خدا خداست هم می دونه و هم می تونه

واقعا ایمان داری بدون خدا تورو از خودت بیشتر دوست داره

اگه تو هم بهش وفا کنی مطمئن باش می بردت جایی که صلاحت اونجاست

و تو اونجا خوشبخت میشی

با دوستی حرف می زدم می گفتم شاید این عشق وسیله ای شده برای امتحان من

زجه زدم بغم داشت می ترکید که با همون حالت گفتم ولی خداییش امتحانش خیلی سخته

یعد دوستم گفت

خدا کسیو که دوست داره امتحان سخت ازش میگیره

بیشتر بگو

برام دعا کن








نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد