X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1388
توسط: خاکستر

پریشانی....................................

بعد از ۴ سال دیگه به آخر خط رسیدم و انگار همه چی تمام شده

فقط نامردی دیدم و بس

انتظار

صبر

دلتنگی

بی قراری

همه و همه پوچ بود و ارزشی براش نداشت

خدایا این همه دست دراز کردم

ندیدی؟

ازت گله کنم؟

نمی تونم

خدایا شکرت به داده هات و نداده هات

حکمتش رو نمی دونم ولی حتما حکمتی داره

خدایا کمکم کن بتونم این روزهای سخت رو پشت سر بذارم

واقعا نیاز دارم به کمکت



منتظرم اومدی حتما برام بنویسی



نظرات (3)
عباس
چهارشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 11:27 ب.ظ
سلام دوست عزیز وبلاگ خوبی رو ایجاد کردی امیدوارم یه سر به من بزنی و اگه مایل به تبادل لینک هستی منو با نام جامع ترین وبلاگ برق و کامپیوتر لینک کن بعد تو وبلاگم پیام بزار تا لینکت کنم.
امتیاز: 0 0
الهام
پنج‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 12:57 ق.ظ
سلام دوست خوبم
علی جان خودت رو اذیت نکن اگه واقعا خدا قسمت اون رو برای تو نوشته بود که این کار رو نمی کرد بعدش هم روزای خوب برات خاطره میشه و شاید حکمتی در کار بوده اگه اون مواقع تو رو دوست داشت بعد از ۴ سال بهت نه نمی گفت پس بدون ارزش این رو نداره که بشینی و به خاطر این همه خودت رو اذیت کنی.
حتما حکمت خدا دادن بهترین ها به تو پس به اون توکل کن.
نبینمت این بار ناراحت باشی.
امتیاز: 0 0
مینا
چهارشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1388 ساعت 08:16 ب.ظ
هیچ وقت ننوشتی که چرا نگین ولت کرد .چی شد که اون رفت
و تو شدی چشم انتظار...
به خاطر همین نه میگم که ناراحت بودنت اشتباهه نه میگم درسته....نه میگم ناراحت باش نه میگم نباش...
در ضمن مثل اینکه بقیه بیشتر از ما میدونن که حرف از ارزش
داشتن انتظارت میگن.....
زود اعتماد میکنی علی آقا....نکن اشتباه من رو که سفره ی
دلم رو باز کردم پیش همه و بعد شدم نقل و نبات مجلساشون
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد