X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 15 مرداد‌ماه سال 1388
توسط: خاکستر

..............................................

سلام

سفره دلم باز نیست

اینجا تنها جاییه که هر چی تو دلم هست راحت می نویسم

می دونم حرفت درسته.ولی همه مثه تو اهمیت نمی دن

می بخشی که باعث نگرانیت شدم

پرسیدی چرا نگین تنهام گذاشت یا به قول تو ولم کرد

دلیل اولش اینکه لیاقت معشوق بودن رو نداشت

دلیلایه دیگش آدمای عوضی که دورو برهش جمع شدن

بچگی خودش

دهن بینیش و ادعای درک و شعور

و خیلی چیزای دیگه

از یه دوست گفتی

تو دوستایه زیادی داری

همه فقط دوستن؟و هر کس جایه خودش رو نداره؟

حالا بیخیال کاره خوبی میکنی که می خوای فراموش کنی

حتی اگه می خوای و نمی تونی باید این کارو بکنی.

منم چند روز پیش رفتم و حلقه نگین رو دادم به خالش

دیگه کلا تمام شد

ناراحت نیستم

منم نقل جمع حرف خیلیا شدم

ولی امید بخدا

گاهی زمین خوردن مثه پله ای میشه که بالات میبره

ولی فقط صبر صبر

چند روزه که خیلی بهم ریختم

دیشب هنر زدم

۵ ساعت خوابیدم بعد ۴ روز

مامانم داره دق می کنه

بابام یه جوره دیگه ناراحته

همه شکه شدن ازین حرکت نگین

بیخیال

مامانم بهم گفت هر کی صبر داره گنج داره

گنجی که اگه امروز نیست یه جایی منتظرشه

فقط دارم روز رو شب می کنم و شب رو روز

به امید اینکه یه نوری از یه جایی بتابه

به امید خدا

بازم تنها امید بخدا

درکت می کنم

آروم باش

انگار هیچی اهمیت نداره

بی تفاوت باش

همه چیزو یه رنگ ببین

سنگ دل باش

ولی دل نشکن



نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد