X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 29 مهر‌ماه سال 1388
توسط: خاکستر

زندگی .......................................

سلام

می بخشی که چند روزی خونمون بهم ریخته بود و کامپیوترم جمع بود

اگه می بینی اینجا دیگه نمی خوام ناراحتیمو نشون بدم یا ننویسم

برای اینه که نمی خوام دیگه بیهوده ناراحت باشم

تورو خوب درک می کنم

ولی رفتاره مامانت یا دیگران رو اصلا نمی فهمم چرا

چرا اینقدر چشماشون رو بستن؟

به چی فکر می کنن

یا به قول خودت تورو چی فرض کردن

ولی هر چی هست

دیگه نباید اهمیت بدی

من و تو نباید برای دیگران زندگی کنیم

من و نگین همچین اشتباهی رو کردیم و آخرش هم این با هم نبودن نتیجش شد

که الان که به قضیه نگاه می کنم

چه غصه ها و ناراحتیای بیهوده و پوچی بود

زندگی فقط یه بار جریان پیدا می کنه

یه شروع یه داستان و یه پایان

شاید این داستان کوتاه و چند صفحه ای باشه

شاید یه خط و شایدم یه رمان هزار صفحه ایه چند جلدی

هر چه که باشه زندگی فقط یه باره

از دست نده

امیدوار باش به اینکه زنده ای سالمی سرپایی

چیز هایی داری که آرزویه خیلیایه دیگست

شاید خیلی جاها هم تو آرزو ها داری

از شروع دوباره خودم خیلی حرف زدم

که الان که فکر میکنم

شروع دوباره وجود نداره

باید راه رو عوض کرد

مسیر رو تغییر داد تا درست به جایی رسید که می خواد

دوستیه منو تو دوستی نیست

انگار ۲ بیماریم که یه جا هستیم با یه درد مشترک

که این مارو نزدیک میکنه بهم

خیلیا میان و می رن ولی آخر سر باز ماییمو این درد

من خودم شخصا هیچ چیزو فراموش نمی کنم

کوچکترین محبت ها رو

ضعیفترین دوستیا رو

و جنبه های منفی که بماند

اگه بخوای درست فکر کنی زندگی همینه

چیزی به عنوان خلاء وجود نداره یا خوشی یا ناراحت

یا گرفتاره غمی یا درگیر لحظات خوب و قشنگی که باز پایانش همون غمه

حالا غیر این حرف هایی که زدم

حرف اصلیم اینه که فقط خودت باش برای خودت

و بجز محبت خدا چشم براه لطف کسه دیگه ای نباش

که محبت دیگران هم جزئی از لطف خداست که گاهی به حکمتی شامل حال من و تو نمشه

ولی همیشه اینطور نمیمونه

به قول شاعری که نمی دونم کیه


دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت

دائما یکسان نماند حال دوران.غم مخور


حالا یکم از خودم بگم

دوست خوبم حال من مثه توئه

شاید نه به شدت تو

ولی قبول کردم که اشتباه رفتم راه رو و این نتیجش شد

جلوئ ضرر رو از هر جا بگیری منفعته

حالا این روزا من علی هستم

من دوست خدام اگر خدا لایق بدونه

باور کن همین سختیاست که مارو بخدا نزدیک می کنه

و چقدر این دوستی شیرینه

عشق بخدا عشق اصلیه

و تمامه آدم ها هرکدوم برای دیگری وسیلست

وسیله ای برای امتحان

من امتحانم رو رد شدم

ولی دوباره سعی خودم رو می کنم

و پیروز میام بیرون

نه برای رسیدن به نگبن

برای درست انتخاب کردن و درست رفتار کردن

برای رضای خدا که ازم درست بودن رو می خواد


امسال چند باری امام هشتم

آقا امام رضای غریب

طلبید رفتم مشهد

همیشه از راه که میرسم می رم یه جا وسایلمو می ذارم مو

بعد یه راست می رم حرم حتی اگه از خستگی بخوام بمیرم

ناراحتم دفعه آخر نشد و  صبح رفتم

اینو می خواستم بگم که کنار ضریح

دعات کردم

همیشه هم بخاطم میای

برات دعا می کنم

و اینم می گم تو شرایط سخت من حضور خدا رو کنار خودم احساس کردم

به خود خدا که راست می گم

مخصوصا 2 شب که بدترین شبای عمرم بود تا به امروز

باهاش حرف زدم و فقط گوش می داد

و آخر هم دستم رو گرفت

خدایا ممنونم ازت

دارن اذان می دن

امیدوارم به حق همین اذان مبارک هرکی هر کجای دنیا هست

شادیاش بیشتر از غمهاش باشه

مخصوصا تو که این روزها جزو سخترین روزهات هست

هر وقت که احساس می کنی از فشار غم و تنهایی داری خم میشی

به این فکر کن که خدا اینو ازت نمی خواد!!!

منتظر یه حرکت یا یه اتفاق خوب باش

به دلم خورده این روزها دارن تمام میشن

یا علی




نظرات (2)
negin
سه‌شنبه 5 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 07:16 ب.ظ
salam khoobe gahi ham be webloget sar bezanam pas bi aghl boodi are ke ashegh man shodi? ok dar har surat kheyli khoshalam ke faramoosh kardiyo be in bavar residi azizam
امتیاز: 0 0
arme
جمعه 15 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 11:12 ب.ظ
سلام دوست عزیز
وبلاگ بسیار زیبایی دارید
خسته نباشید
از شما دعوت میکنم از وبلاگ منهم بازدید کنید
با تشکر
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد