آهای تویی که از اون مینویسی بدون مرام اون از جنس سنگ
اونی که لاف عاشقی رو میزد یروز تنهام گذاشت با کلی نیرنگ
روزای خسته کننده دوباره شروع شد.
گریه کردم مثل ابرا بی تو مادر
شد دل من چاه غصه ها بی تو مادر
رسول خدا گفت:بهشت زیر پای توست
بخواب مادر
برای همیشه قلبم فقط جای توست
بخواب مادر
رفتی و من تنهای تنها ماندم
با غصه و غمها ماندم
گر که تورا آزردم من
مادر حلالم کن
بعد از تو من بی پناهم
ای که بودی تکیه گاهم
خیز و بنگر اشک و آهم
مادر حلالم کن
درخت ها ایستاده می میرند
حس عجیبی دارم. . . . . . . . .
![]()