رفتی و بی تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده
دل که می گفتم محرمه با من
کاشکی می دیدی بی تو چه کرده
ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من
با تو به هر غم سنگ صبورم
بی تو شکسته تاج غرورم
با تو یه چشمه چشمهء روشن
بی تو یه جادم که سوت و کورم
ای که به شبهام صبح سپیدی
بی تو کویری بی شامم من
ای که به رنجام رنگ امیدی
بی تو اسیری در دامم من
چشمهء اشکم بی تو سرابه
خونهء عشقم بی تو خراب
شادیا بی تو مثل حبابه
سایهء ه نقش بر آب
رفتی و بی تو دلم پر درده
پاییز قلبم ساکت و سرده
............
رفتی و باز دلم هواییه .چی بگم.کاش زود تر بیایی!!!
هی نوشتمو هی پاک کردم.گاهی حرفا به زبون نمیاد.نه تویی هست و نه من ما.پس بازم مثه همیشه ......
اونجا بهت خوش بگذره
به قول خودم صفا city

سلام
چند روز دیگه تولدشه.خیـــلی سخته همش بخوایم سـِکرت بازی در بیاریم.
بی خیال بغیه، عشقمو عشـــــــقه
عزیزم تولّــدت مــبـارک «پیش پیش»
کاش بدونی چقدر خوشحالم !!!
اگه می دونستی که چه قدر دوستت دارم!!!
در سر آغازی نو
زاییده شده
از شاخ بهار
طراوتش داد نسیم باغ
و حال
سروی است از جنس آزادگی
دچار یعنی عاشق
و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد
چه فکر نازک غمناکی!
خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست.
دچار باید بود
وگرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصله هایی
که غرق ابهامند.
همیشه عاشق تنهاست.

وقتی در وادی تنهایی
از قلوب بی عاطفه ی بشری
به تنگ آمدی
تنها قلب خسته ی مرا به یاد آور!!!
که همیشه به یاد توست!!!!!
کجایی که دلم نوازش حرفهایت را زمزمه می کند و اندیشه ام سرگردان خوبیهای توست...
دیشب دوباره آمده بودی، خندیدی، نگاهم کردی و باز هم مثل همیشه رفتی و من در حسرت نبودنت
خون دل را به خانه ی چشمانم ریختم...
اگر بدانم ،ستاره ای آسمان را به دلم می ریزم....
اگر بدانم دریایی، در تو غرق می شوم..
اگر بر باورم بگنجد که بر درختان زمین لانه داری یکایک شاخه ها را استشمام می کنم.......

کاش بودی.............................................................................. . . . . . . . . . . . . . .