۞ به انتظار دیدنت ........................

سخترین لحظات ، زمانیست که بدونی بیهوده انتظار می کشی

۞ به انتظار دیدنت ........................

سخترین لحظات ، زمانیست که بدونی بیهوده انتظار می کشی

بیا با هم عوض کنیم ................................

بیا با هم عوض کنیم
جای دلامونو یه بار
تا من بشم یه تیکه سنگ
تا تو بشی عاشق زار

یه شب با چشم دل من
عشقو تماشا بکنی
خودت رو هر جوری شده
تو دله من جا بکنی

تا تو دچار من بشی
لحظه شمار من بشی
خواب و حرومت بکنم
صید شکار من بشی

برام یه بازیچه بشی
بشم تمومه زندگیت
تا پشت سر بخندم
به سادگی و بچگیت

این در و اون در بزنی
واسه به من رسیدن
برات یه رویا بشه
منو یه لحظه دیدن

ناز دلم رو بکشی
از عشق جوابت بکنم
پر از نیاز من بشی
غرق عذابت بکنم

تا جون داری گریه کنی
تا جا داره من بد بشم
     همیشه خواهشم کنی
                         همیشه دست رد بشم 

 

ندانستم...........................


از پرنده آسمان پرسیدم عشق چیست؟


پاسخم داد رهایی


از جغد شب پرسیدم


به من گفت : تنهایی


از گل سرخ پرسیدم


گفت: نمیدانم


و اگر از من بپرسی، خواهم گفت


احساس بین من و تو


و تو چه میگویی؟؟؟




ندانستم...


ندانستم که من کیستم...


ولی دانستم تو کی هستی...


ندانستم که عاشق کیست...


ولی دانستم عشق چیست...


احساس نکردم شب روز میگذرد...


ولی احساس  کردم تویی که میگذری...


چشمانم به روشنایی جوابی نمی گفت...


چشمانم  تو را جواب گفت...


دست هایم را باز خواهم گذاشت تا تورا در آغوش بگیرم...


قلبم را خواهم بست تا هیچ کس دیگری وارد آن نشود...


چشمانم را خواهم بست تا  تصویری غیر از تو در آن نقش نگیرد...


زبانم را خواهم بست تا بستن در های بسته را نگوییم...


گوش هایم را خواهم بست تا صدای عشق از آن بیرون نرود...


نگاهم را باز خواهم گذاشت تا عشق را همیشه ببینم...


احساس نکردم تکه آینه عشق در قلبم فرو رفت...


احساس نکردم سم عشق وجودم را فرا گرفت...


احساس نکردم روزی خواهم شکست...


روزی خواهم گریست...


روزی خواهم رفت  به آن طرف آینه....


آینه ای که تکه اش در قلبم است...


و نور زندگی من...


و توان زندگی ام...


ندانستم زمستان کی گذشت...


ندانستم بهار آمد...


ندانستم بهار هم دارد می رود...


فقط دانستم این ما هستیم که مانده ایم و گذشتن ها رو تماشا میکنیم...


تماشا میکنیم و برای روزهایی که بر نمی گردند اشک میریزیم...


ندانستم زندگی چیست...بلکه دانستم زندگی کردن چیست...


ندانستم دستانم به هم میرسند.... دانستم دستانم به تو نمی رسند...


نگاهم تورا نخواهد دید...قلبم تورا خواهد دید....


بعد از همه ندانسته هایم....


دانستم که  دوست داشتن تو است که تا آخر عمر خواهد ماند...و من دوست دار تو...


و دانستم که عشقم برای تو است..و من عشق تو...

 

 


 

اگه دلم ......................................

اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش
اگه نگام گم میشه تو شهر چشات منو ببخش

منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو میشمرم
اگه همش پیش همه بهت میگم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم

منو ببخش اگه تورو میسپرمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو میگم شما

منو ببخش اگه واسه چشمای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم

منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

خیلی دلم واست تنگ بید ولی با دیدنت ..........