با من بگو از عشق ای آخرین معشوق
که برای رسوایی دنباله بهونم
با بوسه ای آروم خوابم رو دزدیدی
تو شدی تعبیره روئیایه شبونم
من تو نگاهه تو دنیامو می بینم
فردایه شیرینم نازنینه من...............
چشمایه تو...............
افسانه نیست...............
که تمومه خوابو خیلم بود
تقدیره من...............
عشقه تو شد...............
که همیشه فکره محالم بود
شبهایه تنهایی هم رنگه گیسوته
آغوشتو وا کن بانوی مهتابی
دلواپسی هامو با خنده ای کم کن
که تویی پایانه تردید و بی تابی
من تو نگاهه تو دنیامو می بینم
فردایه شیرینم نازنینه من...............
چشمایه تو...............
افسانه نیست...............
که تمومه خوابو خیلم بود
تقدیره من...............
عشقه تو شد...............
که همیشه فکره محالم بود
.............................................
سلام
چند وقتیه که ننوشتم .

کاش می شد از این نردبون رفت بالا
ولی نه من نمی خوام برم ........

