تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ای
در بیهودگی انتظار پیوستن به او چه بی صبرانه مانده ای
چه خوانا دوری اش را بر سر در خانه نوشته اند
و تو در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ای ...
به چه گناهی؟
دستگاه تغییر صدا
تبدیل صدای شما به مرد یا زن در هنگام صحبت با موبایلتان |
مجموعه مستند راز
با دیدن این فیلم به راز کائنات و دستیابی به موفقیت و ثروت پی خواهید برد |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ای
در بیهودگی انتظار پیوستن به او چه بی صبرانه مانده ای
چه خوانا دوری اش را بر سر در خانه نوشته اند
و تو در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ای ...
به چه گناهی؟
اگر هر یک از ما فقط یک نفر را داشته باشیم که بتوانیم با او صمیمانه درد دل کنیم کسی از درد تنهایی به جان نمی آمد.
چیکار کنیم دیگه یه اوسکریم که بیشتر نداریم
راستی
دیشب شهر ما بعد مناظره همچین شلوغ شد ساعت 1 که توی روزش نمی شد
تهران چه خبرا بوده؟
در هوای مستی و باران
در نوای کوچ با یاران
در غزل ، در شعر ، در مستی
در وجود عالم هستی
در دوبیتی ، مثنوی ، عرفان
در خیالِ مستِ جانِ جان
در ستایش ، عشق ، در فریاد
در سکوتی رفته از هر یاد
در نیاز و ناز ، در باده
کز رخِ سیمین بری زاده
من تو را می خوانمت ای دوست
مهربان ، این مظهرت نیکوست
عالمی از یادت عنبر بوست
لطف تو آرامش هر کوست
ای تو که توی شعر بالاست خداست نه کسه دیگه
خدایا خیلی مخلصیم
سلام
رو چشم
باشه
نمی دونم چه جوری باید گفت
روی شیشه ماشینی نوشته بود
ما بیخیال سیلی مادر نمی شویم
یا حضرت فاطمه خودت کمکون کن
سلام
بازم ممنون
راستی چه خبر؟اتفاق جدیدی نیافتاده ؟من که یه ۷ . ۸ روزی هست هیچ خبری از نگین ندارم
بی خبری سخته ولی باید صبر کرد
می ترسم همینطوری تمام بشه
چند سال انتظار و هنوزم انتظار و انتظار و انتظار.....
نمی دونم خدا چرا یه کاری نمیکنه
برام دعا کن
بـوی بـاران میدهد امشب هوای انتظار
چتـر دل را میگشایم در ســرای انتظار
سلام
وقتی می خوندم نوشته هاتو که از قبل تا الان گفته بودی
یه حس عجیبی بهم دست داد
من شاید تنهام توی جمعی که همه هستن
آره دوستی خیلی ارزش داره ولی کمتر کسایی هستن مثل تو که یادشون میمونه
۴ سال بری نگین نوشتم اینجا .دریغ از یه بار کامنت گذاشتن
ولی این روزا دیگه برای اون ننوشتم
انچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند
تاحلا فکر کردی چرا اینقدر زود و ساده آشنا و بعد دوست؟
درد مشترک داشتن دلا رو زودتر بهم نزدیک میکنه تا خیلی چیزای دیگه
این روزا آدما درد مشترک دارن ولی بیشتر درد همدیگن تا...
راستی تولدت کی بود؟
تولدت مبارک هرچند دیر شده
بهم گفتی دوست واقعی
خیلی خوشحالم یکی منو دوست صدا کرد
سعی می کنم زود زود بیام یعنی خیلی سعی می کنم ولی بازم گاهی دیر میشه
احساس خوبی بود راستش با خوندن حرفات چهره ات رو میدیدم که ناراحتی یا خوش حال یا غمگین یا...واینا چیزای ساده ای نبود.ما دوست بودیم .دوست من علی.برام این دوستی خیلی ارزش داره.
آخ این حرف مثل آب روی آتیشی بود که زدی
ممنونم که درک می کنی
راستش چند ماهیه که بخاطر نگین جلوی خیلی کوچیک شدم خیلی باز خواست شدم
ترد شدم
نصیحت شنیدم
حرفای قلنبه سلنبه شنیدم
ولی هیچکی ازم نپرسید چندتا دوسش داری
چرا دل نمی کنی از کسی که رفته
چرا احمق؟
حتی خودش
وقتی به اوج ناراحتی میرسم به عکس العمل هایی که نگین باید نشون می داد و نداد
به اینکه چه جاها زیر پامو خالی کرد
گاهی فکر می کنم اصلا لیاقتش رو نداشت
گاهی هم نه
گاهی گاهی گاهی
همش فکر و آخر هم می دونم هیچی
به پوچی رسیدم
زندگیه سرار شوق من گیاهی شده
شب و روز فرقی نمیکنه
می دونی چرا ؟
چون من آدم احساساتی و عاطفی هستم
توان دل شکستن ندارم
بهمین خاطرم دله خودم شکست
یکی از دوستام میگه نخوری می خورنت
شاید راست میگه
یه نصیحت برادرانه
مرد نباش
راستی از آوار غیر منتظره بد بختیا گفتی
چند ساله زیر آوار موندم
وای خدا چه ناله کردم و زر زدم
می بخشی اگه ناراحت شدی
دلم می خواد نگین رو ببینم و فقط بهش پوز خنده تلخی بزنم و برم
برای تمام این ۴ سال
برای اینکه دارم عشقش رو می کشم تو دلم
برای اینکه خیلی مطمئنه که آگه چند ساله دیگه هم بخواد من صبر می کنم
ولی باش تا صبح دولتت بدمد نگین خانم
سلام نه اتفاقی نیافتاده
خیلی خرابم
نمی دونم کی می خوام درست بشم کی؟
شادی کجاست آرامش چیه؟
صبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر
انتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــظار
دو کلمه کوتاه طولانیه سخت
زندگیه طولانیه کوتاه سخت
بس نیست؟
راستی تو چیکار کردی
من که جات خالی فقط زمین خوردم
عجب رسم غم انگیزی داره این دنیا
سلام
این مدتی که نبودم انگار اصلا نبودم
اول در مورد این برنامه مزخرف شوک
دیگه در این حد نیست
بعد اینکه برای من می نویسی اگه خانوادت بفهمن
منو تو و هر کس دیگه ای که باهم ارتباطی دارن چه سالم و چه غیر اون
اونم توی دنیای مجازیه اینتر نت به نظر من اشکالی نداره اینکه مشکلاتی رو میبینی کمک می گیری یا کمک می کنی
یا کلا با خیلی مسائل آشنا میشی که شاید فردا توی زندگیه خودت اتفاق بیوفته
حالا بیخیال اینا
میشه . فکر کنم در اینده ازدواجم هم اجباری و به زور خانواده ام باشه .
یه سوال خیلی مهم که به جوابش واقعا احتیاج دارم:اگر یه کسی تو رو دوست داشته باشه ولی تو ازش متنفر باشی...
منم یه همچین اتفاقی برام افتاده
یکی دوسم داشت البته بگم متنفر نبودم ازش .هیچ احساسی نداشتم بهش
اون می خواست ولی من نه
من شاید دلش رو شکستم ولی اول اینکه نگین بود و هست و دوم اینکه چرا کسیو که نمی خوام
منتظر بذارم.خیلی فکر کردم که چیکار کنم که اونم مثل من بیخیال باشه و فراموش کنه
دیدم نمیشه باید زمان بگذره براش و خودش خودش رو بکشه بیرون
این با قضیه ای که تو داری و میگی اجبار دارم
خانواده و این حرفایی که میگن
اینکه تو این مسئله حرف خودشونه و اینکه تنها کسایی که باید با تو باشن باهات نیستن
راست میگی
من با بابام و مامانم نزدیک به ۴۰ سال اختلاف سنی دارم یعنی ۲نسل و ۳ طرز فکر کاملا متفاوت
حرف منو متوجه شاید نشن ولی اینکه بخوان بفهمن که چی میگم یا نه باز فرق میکنه
انتظار نداشته باش که حرفاتو متوجه بشن
اونا به نظر خودشون صلاحت رو می خوان و پیش خودشون میگن این الان بچست اشکال نداره ناراحت بشه یا نشه دلش بشکنه یش نه
فردا که افتاد تو زندگی می فهمه تازه ما رو هم دعا می کنه
نمیدونن که چه خاکی دارن بهسر ماها میریزن مثلا با این روشن فکریه سیاهشون
کمک فکری خیلی خوبه ولی اجبار آخره نامردیه
راستی نوشته بودی هیچ وقتیو نداشتی که احساس خوبی داشته باشی
و لذت برده باشی
متاسفانه این دنیا پر لحظه های بده که بیشتر از خوبیا تو ذهن آدم میمونه
یه خر بزرگی گفته بود
کوچکترین محبت ها ار کوچکترین حافظه ها پاک نمیشه
که چرت گفته بنظر من
اینقدر بدیا گاهی زیاد میشه که دیگه خوبی یادت نمیاد
اخه من نمی دونم چرا عمر این لحظه ها و اتفاقات قشنگ اینقدرکمه
توهم نگران نباش
پس از هر شدتی گشایشیست
اونکه او بالاست داره از آهن فولاد می سازه
راستی نوشته بودی گنگ و گیج شدی
برای هیچ کس ارزش نداری و به علایقت اهمیت نمیدن
ببین
تا خودت برای خودت احترام نذاری تا خودت وجود خودت رو با ارزش ندونی کسی برات ارزش قائل نمیشه
لامسب سرتو بالا بگیر اینقدر چشم به دست و نگاه دیگران نباش
محکم بگیر خودتو مگه تو چیت کمتر از بغیه؟
جنس اونا فرق میکنه؟
ننه باباشون بالاترن؟
هرچی که هستن و نیست همه آدمن
من این روزا شکست تورو نمیبینم
من دارم میبینم که از تو داری آب میشی
اینو فقط خودت می تونی جلوشو بگیری
وقتی از چیزی خوشت میاد به دستش بیار
بخدا همه چی دست خودته حتی معظرت می خوام اگه خانوادت از عهد غارنشینا هم که باشن
بازم تو مهمی
هر چی شلتر باشی سواری بیشتر میدی
پس از همین الان قرص و محکم باش تا اونی که می خوای به امید خدا همون بشه
طعم شیرین زندگی رو اینجاست که آدم میفهمه چون اون شیرینی خودتی
اون کار بدی هم که میگی در حق من بود
اشکال نداره شرایط خیلی مهمه
ناز شصتت
برات دعا میکنم
ان شاالله همه چی درست بشه
راستی درد مشترک داریم
منم گنگم و گیجمو گاهی پوچ
بذار یه شعرم برای نگین بگم
می رسد روزی که بی من عشق را باور کنی
میرسد روزی که تنها در کنار عکس من
نامه های کهنه ام را
مو به مو از بر کنی
می رسد روزی که بی من
روزها را سر کنی
خدایا کمکم کن
یا علی
چقدر صبر کردن سخته
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
کجایی؟؟؟؟؟؟
این جاده پایان نداره
یه مدتی خودتو از همه چیز دور کن
نه که تنها
یه جور خلصه از از چیزی که فکرت رو به گذشته یا حرفا هو رفتار مزخرف دیگران میبره
سخته
ولی میشه
این مدت خومم خیلی کم آوردم
جاهایی صبرم به آخر رسید
تحملم طاق شد
ولی گذشت و الان که فکر میکنم
میبینم حیف بود
رها شو حتی اگه نمی تونی دم از رهایی بزن
کاش زندگی رویه خوشی هم داشت
تلخی تلخی
..................تلخی
امید بخدا
که نگین رو آفرید که منو آفرید
ته دلت چی میگه به حرفش گوش کن
اینجوری نگو آدم می ترسه
اونجوری هم که فکر میکنی نیست
البته بین من و نگین مساله ای که باعث آبرو ریزی بشه خوشبختانه نبوده
یهمین خاطرم شاید متوجه نمیشم
به خاطر دیر اومدنم شرمندم که ۳ روزه اینجا کلا اینترنت قطعه
حتی با موبایلم نمیشد
نمیدونم کاش ردش نمیکردی
و اینکه مساله آبرو و ازین حرفا
بیشتر بگو تا بتونم کمکی بکنم
برات دعا میکنم
یا علی
سلام
من معظرت می خوام که دیر اومدم
شرایط منم بسنج
من قصدم کمک کردنه باور کن این روزا رو منم داشتم
بازم میگم عجله نکن
اگه میبینی که نمیتونی جلویه حرف دیگران رو بگیری چیزی نگو زمان مثل بادیه که خاک رو آروم آروم ازروی حقیقت بر میداره و اونایی که حرف زدن خودشون میگن که دروغ گفتن
بازم میگم فقط صبر
بعدم اگه میلاد بخواد به این حرفا توجه کنه و واقعیت رو با این حرفا بذاره کنار نیازی نیست تو جواب بدی ولی اگه میبینی که بهت اعتماد داره نباید زیر پاشو خالی کنی و جواب رد بدی
کسی که به پات میشینه این ناراحتیارو به جون خریداره
از نوع نوشتنت احساس می کنم به غصه هات عصبانیتم اضافه شده
تحمل کن نامه های تورو باد نمیبره
اون که اون بالاست توی دلتم هست
من برای نگین خیلی دعا کردم
برای اینکه اتفاقی بیافته و باز نگین . نگین من بشه
ولی اینرو فهمیدم تا زمانش نرسه .زمانی که از قبل تعیین شده هیچ کاری نمیشه
بخاطر همین میگم صبر کن
عجله نکن که زود جواب بدی چه رد چه مثبت
راستی نوشته بودی برای اینکه از ته دلت دوسش داری می خوای ردش کنی
می دونی هم که اون باور نکرده
ببین الان تو این وضعتی که دقیق نمی دونم چی شده
میلاد فقط تورو میبینه
و حرفای دیگران آنچنان اثری نداره دلیل اولشم بخاطرعلاقه و احساسیه که داره
و تو هم که میگی دوسش داری پس نذار که یه روزی به این نتیجه برسه که احساسش بهش دروغ گفته
و بعدم میشناستت و بهت اعتماد داره
دیگه چی می خوای
بذار اینقدر بگن تا جونشون در بیاد
دختر خوب طلا که پاکه چه منتش بخاکه
و بعدم اگه امیدت بخدا باشه
میگن چی؟
بی گناه پای دار میره ولی بالای دار نه
اگه بهت بگم که اینقدر یه آدمای آشغالی توی گوش نگین خوندنو گفتن که علی فلانه
علی چیه
شاید نه این مدلی
خیلی زیرکانه تر
که نگین سرد شد ازم
ترسید که وای این دیگه کیه
منم باید ولش می کردم؟
نه چون دوسش دارم
و اگه یه روزی قرارباشه تمام بشه
اینجوری نباید تمام بشه
۴ماه از جداییه مطلقمون گذشته
۴ماه لحظه به لحظه با فکرش بودمو الانم هستم
از اینو از اون حرفا شنیدمو شنیده
ولی آخرش حرف حرفه دله
فقط صبور باشو قوی
که هر اتفاقی هم افتاد حکمت الهی بدونی نه شکست یا نا امیدی
خدا باهاته
یا علی
سلام
عجله نکن
این روزهای بد خیلی زود میره
بدترین حالتی که به ذهن آدم میاد اینه که همش می پرسی از خودت چرا؟
بعد ها جواب این سئوال رو میگیری زمان میگذره و گذشته عوض نمیشه ولی
طور دیگه ای بهش نگاه میکنی گاهی لبخند گاهی اشک
می دونم چه حالتی داری چقدر داغون و چقدر بی تفاوت به همه چیز جز یک چیز
باور کن اصلا ارزشش رو نداره
وقتی به این فکر می کنم که از روز تولد تا مرگ یک بار هر ثانیه میگذره و حتی یک بار تکرار نمیشه
و اینکه راهیو که میری برگشتی نداره
چرا اینطوری
عشق رو با دست خودم می سازم یک نفر رو عزیز می کنم
عاشقش می شم و همه چیزم رو فدایه یه تار موش میکنم
خوب بعد چی؟
نهایتا ازدواج میکنم
خوب بعد چی؟
بچه دار میشم
و بچه هام بزرگ می شن و هر کدوم می رن دنباله کار و زندگیه خودشون و همین اتفاقات برای اونا هم میوفته
پس این روند زندگی برای همه هست
برای من تو و همه
این همون راهیه که فقط یک بار میری و برگشتی نداره
آیا ارزش اینهمه غصه خوردنو داره؟
اونکه ارزش داره اون بالاست
یه چیزی برات بگم
یه روزی یکی رفت پیش خدا
دید ۳ تا فرشته یه دفترایی دستشونه دارن می نویسن
از اولی پرسید چی مینویسی
گفت اینا دعاهای مردمه که از زمین میاد من جمعشون می کنم میدم به فرشته ی بعدی
سرمم خیلی شلوغ چون خیلی دعا هست
رفت پیش دومی گفت تو چیکار میکنی
اون یکی گفت من دعا ها رو میبرم پیش خدا و خدادعاشونو برآورده میکنه
بعد رفت پیش سومی دید بیکار نشسته گاهی یه چیزی می نویسه
ازش پرسید تو کارت چیه که اینقدر بیکاری
گفت من اسم اوناییو می نویسم که وقتی دعاشون مستجاب شد
خدارو شکر کردن
ببین اون بالایی چه جوریه هو ماها چه جوری
دوست دارم اتو بدترین شرایط زندگیت اسمت تو لیست فرشته ی آخر باشه
الهی به داده ها و نداده ها و گرفته هایت شکر.که داده هایت نعمت است و نداده هایت حکمت است وگرفته هایت مصلحت
دل رو بده دست خدا برات دعا میکنم
می دونم روزایه روشنی در پیشه فقط اندکی صبر
دلی دارم یه دریا
منتظر
سلام
نمی دونم چرا نمیشهده کامنت بذاری
برای پستای دیگه کامنت بذتر
خیلی خوشحالم از اینکه آشناییتون در کنار هم و نزدیکه
یکی از دلایلی که منو نگین نزدیک و بعدم دور شدیم یه رابطه ی تلفنی بود
اینکه درکنارش هستی خیلی چیزا رو راحت متوجه میشی
و اینکه بهش گفتی که کسیو دوست داشتی
بنظر من کاره درستی کردی
فقط می تونم بگم ادامه بده
و فقط به این فکر کن که اگه نتونی گذشته رو فراموش کنی
و در کنار آقا میلاد شروع کنی در حق خودتو اون خیانت کردی
چه بسا این گذشته نه تنها برای اون زجر آوره برای تو بیشتر گذشته مهمه
شاید اهمیت زیادی آینده برات نداشته باشه
یعنی امید هدف ذوق شادی کم کم باهات خداحافظی می کنه البته برای اونم
نه به این شدتی که میگم امیدوارم منظورمو متوجه بشی
دوست داشتن میلاد تنها کافی نیست باید توهم دوسش داشته باشی تا من - ما - بشه
و زندگی زندگی
اگه قلبت برای اون نتپه اگه یه ذره ته دلت یه چیزه دیگه باشه یه ذره کوچولو
خودت بیشتر سختی میبینی
نمی گم دلتو صاف کن و گذشته و عشقی که هنوز انتظار می کشی که برگرده رو فراموش کن
ولی
در یک دل دو دلدار نمیگنجد
به همون آسمونی که یکی می خواد سنگفرش عبور نا مطوئنت کنه نگاه کن ازش بخواه
اگه راحیو بهت نشون بده که دلدار باشی نه دل شکن
برات دعا میکنم که انتخابت سراسر شوق باشه
و بعد یه چیز دیگه ببین این انتظار تا کی ؟
امید برگشت تا کی؟
اصلا شاید برگرده یا نه
اونم تو این دوره زمونه که اعتماد جایی نداره
و آدما اینقدر زیاد شدن که عاشقایه واقعی هم راحت دل میشکنن
اینقدر رنگا وارنگ شدن اینقدر چند رنگ شدن که بخدا دارم می گم دیگه به انتظار کشیدن هم نباید وفا کرد
ولی تو بخودت باید وفا کنی
موفق باشی
یا علی