X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 29 آذر‌ماه سال 1388
توسط: خاکستر

کجایی صداقت؟............................

سلام

به تمامه دوستای گل و مهربون

یه مدتی فوت کرده بودم

از کسی که اصلا انتظارش رونداشتم حرفایی شنیدم که نا امید شدم

حرف هاش هر لحظه به یادم میاد و اعصابم رو خورد مینکه

غزاله من هنوز خانمی ندارم که در کنارش باشم

سرم اینقدر خلوته که نمیدونم وقت رو چطوری بگذرونم

اگه اینجا نمیام اینترنت ندارم

راستی چه خبر از خونه اوضاع چطوره؟امیدوارم که خوب باشه

سعی می کنم زودتر بیام

حدود یه هفتس که از هیچ کی خبر ندارم

خیلی دور افتادم ازش

دلم خیلی براش تنگ میشه

قبل فکر می کردم که نگین خیلی بی احساس و بی معرفته

ولی نمی دونستم اصلا ازم خبر نداره یا هم اگه خبر داره اونقدری نیست که واقعیته

خلاصه

ما زیاران چشم یاری داشتیم

خود غلط بود آنچه می پنداشتیم



نظرات (1)
غزاله
دوشنبه 30 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 11:31 ب.ظ
سلام.
از کسی که اصلا انتظارش رو......کی رو میگی؟
اوضاع خونه بد نیست مثل همیشه است.
این روزا زیاد دلم میگیره خیلی زیاد.
میدونی احساس میکنم پوچم.یعنی زیادی تنها شدم زده به کله ام.تنهایی یه وقتایی خوبه ها ولی یه وقتایی ادم رو دیونه میکنه.
اینو با حال گفتی: ما زباران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود انچه میپنداشتیم
راستی محرم رو تسلیت میگم.
یا علی
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد